گفت و گو با قرآن

گفتم : خسته ام

گفت:از رحمت خدا نامید نشید

گفتم : هیشکی نمی دونه تو دلم چه میگذره

گفت:خدا حائل هست بین انسان و قلبش(انفاق/24)

گفتم : غیر از تو کسی را ندارم

گفت: ما از رگ و گردن بهت نزدیکتریم (ق/16)

گفتم : ولی انگار اصلا" منو فراموش کردی

گفت: منو یاد کنید تا یاد شما باشیم (بقره/152)

گفتم : تا کی باید صبر کرد؟

گفت:قریبه تو چه می دانی شاید موعودش نزدیک باشد(احزاب/63)

گفتم :تو بزرگی و نزدیکیت برام منِ کوچک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟

گفت: کارهایی را که بهت گفتم انجام بده وصبر کن تا خدا خودش حکم کند(یونس/109)

گفتم : خیلی خونسردی ! تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صیرم کوچیک ویه اشاره کنی تمومه !

گفت: شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشد(بقره/216)

گفتم : اصلا" چطور دلت می یاد؟

گفت: خدا نسبت به همه ی مردم – نسبت به همه مهربونه(بقره/143)

گفتم : دلم گرفته

گفت: مردم باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58)

گفتم : اصلا" بی خیال توکل می کنم به علی الله

گفت: خدا اونایی را که توکل می کنن دوست داره(ال عمران/159)

گفتم : خیلی چاکریم!

ولی این بار گفت:حواست را خوب جمع کن! یادت باشه که بعضی از مردم خدا را فقط به زبون عبادت می کنن و اگر بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن رو گردنشون میشنه، خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می کنن (حج/11)

دیگه چیزی برای گفتن نداشتم

گفتم: چقدر احساس تنهایی می کنم

گفت:من که نزدیکترم(بقره/186)

گفتم:تو همیشه نزدیکی ،من دورم... کاش می شد بهت نزدیک شم

گفت:هر صبح و عصر پروردگارت روپیش خودت ،با خوف وتضرع ،و باصدای آهسته یاد کن(اعراف/205)

گفتم:این هم توفیقی می خواهد!

گفت:دوست ندارید خدا بخشدتون؟(نور/22)

گفتم:معلومه که دوست دارم منو ببخشه

گفت:پس از خدا بخواهید ببخشدتون وبعد توبه کنید(هود/90)

گفتم:با این همه گناه چکار می تونم بکنم ؟

گفت:مگه نمی دونی که خداست که توبه را از بنده هاش قبول می کنه؟(توبه/104)

گفتم:با این همه گناه برای کدام گناه هم توبه کنم ؟

گفت:خدا همه گناه هان را میبخشه(زهرا/53)

گفتم:یعنی بازم بیام؟بازم منو می بخشه؟

گفت:به جز خدا کیه که گناهان را ببخشه؟(آل عمران/135)

گفتم:نمی دوم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم ؟آتیشم می زند . ذوبم می کنه؟ عاشق می شوم ... ! توبه می کنم

گفت:خدا هم توبه کننده گان و هم اونایی که پاک هستن را دوست دارد(بقره/222)

ناخواسته گفتم: من و ربی من لی غیرک

گفت: خدا برای بنده اش کافی نیست!

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چکار می تونم بکنم؟

گفت: ای مومنین : خدا را زیاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید اوکسی هست که خودش و فرشته هایش برشما درود و رحمت می فرستن تا شما رو از تاریکی ها به سوی نور و روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مومنین مهربونه (احزاب/41-43)

با خودم گفتم : خدا ... خالق هست... با فرشته هاش ... به ما دورد بفرستن تا آدم بشیم؟!....

به نقل از وبلاگ زیبای تمنای دل

http://montazeran-monji.blogfa.com

/ 1 نظر / 6 بازدید
منتظر

وبلاگ خوب و ژر محتوایی دارید، موفق باشید[گل][گل]