شعر سپید در وصف امیر مومنان حضرت علی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

چه گویم ؟ از که گویم؟ از علی؟

چگونه دریای بی کران/ و ستاره ای برتر از اختران / و وجودی برتر از این جهان / و موصوفی بالاتر از هر بیان / به جز بیان حضرت منان / بر زبان من ِ اَلکَن جاری شود؟

 

ای برتر از آدم و نوح / ای برتر از صالح و هود / ای برتر از عیسی و موسی / ای برتر از کلیم خدا / و ای حبیب ِ حبیب خدا / ای آرام دل مصطفی / ای شوی عزیز زهره ی زهرا / ای ولیّ کریم آل طه / ای پدر سید الشهدا / و ای جدّ شریف نیک مردان / ای ذوالفقار تو در دست صاحب الزمان / ای علی،ای امیر مومنان!

 

ای آنکه موسی شاگرد تو / و انبیا در کوی حق بر گرد تو/ از دریای بی کران علم الهی / هر کس بخواهد جرعه ای/ و ساقی کوثر که باب علم خداست / سلسبیل را جرعه جرعه در دهان فکر بزرگمردان / چونان پدری مهربان / واستادی کاردان / آرام می ریزد

 

موسی عجائب را از تو آموخت / آنگاه با عصای خود بحر را شکافت / ولی آیتی از آن بزرگتر یافت / فرق شکافته ی سر مبارک تو / آیا برتر از هزار معجزت موسی نیست؟/ای علی، ای شاه خوبان/فرق سر تو،آیت خدا نیست؟

 

بلی:«اذا السماء انفطرت / و اذا النجوم انکدرت»

ای آسمان شکافته ی خدا !/تا قیام قیامت می درخشی / چنان که در بدر درخشیدی / و در آن شب تاریک و ظلمانی / که هیچ کس از لاف زنان به نادانی / بر سر چاه آب حقیقت نرفت / تو رفتی / و جبرئیل با هزار ملک بر تو سلام داد / و اسرافیل و میکائیل هم / و در یک شب سه هزار و سه ملکوتی / محبوب خود را تحیتی دادند / از جانب خدای علی

 

و آنگاه که در ا ُحد درخشیدی / و کافران را فرستادی / به دوزخ و نار / خدای چنین فرمود: /«لا فتی الا علی / لا سیف الا ذو الفقار»

 

و ای جامع اضداد / ذو الفقار تو با دو لبه اش / در قلب دوست و دشمن فرو رفت / با لبه ای در قلب بیداد / و با لبه ای در قلب دوستان / عشق تو در دلها فِتاد.

 التماس دعا

/ 0 نظر / 7 بازدید