دوزخی کیست؟
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٤  

دوزخى کیست؟

 


جعفر بن یونس، مشهور به ((شبلى )) ( 335- 247) از عارفان

نامى و پر آوازه قرن سوم و چهارم هجرى است . وى در عرفان

 و تصوف شاگرد جنید بغدادى، و استاد بسیارى از عارفان پس

از خود بود. در شهرى که شبلى مى‏زیست، موافقان و مخالفان

 بسیارى داشت . برخى او را سخت دوست مى‏داشتند و کسانى

نیز بودند که قصد اخراج او را از شهر داشتند. در میان خیل

دوستداران او، نانوایى بود که شبلى را هرگز ندیده و فقط نامى و

حکایت‏هایى از او شنیده بود. روزى شبلى از کنار دکان

 او مى‏گذشت. گرسنگى، چنان، او را ناتوان کرده بود که چاره‏اى

 جز تقاضاى نان ندید. از مرد نانوا خواست که به او، گرده‏اى نان،

 وام دهد . نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت. شبلى رفت.

در دکان نانوایى، مردى دیگر نشسته بود که شبلى را

مى‏شناخت.رو به نانوا کرد و گفت:

(( اگر شبلى را ببینى، چه خواهى کرد؟ ))

 نانوا گفت:

 (( او را بسیار اکرام خواهم کرد و هر چه خواهد، بدو خواهم داد.))

دوست نانوا به او گفت:

(( آن مرد که الآن از خود راندى و لقمه‏اى نان را از او دریغ کردى،

 شبلى بود . )) نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و چنان

 حسرت خورد که گویى آتشى در جانش برافروخته‏اند .

 پریشان و شتابان، در پى شبلى افتاد و عاقبت او را در بیابان یافت .

 بى‏درنگ، خود را به دست و پاى شبلى انداخت و از او خواست

که بازگردد تا وى طعامى براى او فراهم آورد . شبلى، پاسخى

نگفت . نانوا، اصرار کرد و افزود: (( منت بر من بگذار و شبى را

در سراى من بگذران تا به شکرانه این توفیق و افتخار که نصیب من

مى‏گردانى، مردم بسیارى را اطعام کنم . )) شبلى پذیرفت.

شب فرا رسید . میهمانى عظیمى برپا شد . صدها نفر از مردم

بر سر سفره او نشستند . مرد نانوا صد دینار در آن ضیافت هزینه

کرد و همگان را از حضور شبلى در خانه خود خبر داد .

بر سر سفره، اهل دلى روى به شبلى کرد و گفت:

(( یا شیخ!نشان دوزخى و بهشتى چیست؟ ))

شبلى گفت:

((دوزخى آن است که یک گرده نان را در راه خدا نمى‏دهد؛

 اما براى شبلى که بنده ناتوان و بیچاره او است،

 صد دینار خرج مى‏کند!بهشتى، این گونه نباشد

 

توکل بر خدا میکن درین کار

که حق باشد تو را دائم نگهدار

به نقل از:

http://roohemojarad.blogfa.com/


کلمات کلیدی: اشعار