سخن شرف اشرف مخلوقات(ص)در آخرین لحظات
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۳  

خاتم الأنبیاء حضرت محمّد مصطفی(صلی الله علیه وآله وسلم) با آن ضعف که سر مبارک خود را نمی توانست نگاهدارد و سر مبارکش به جانب راست و چپ حرکت می کرد، صدا بلند کرد که همه بنی هاشم و سایر مسلمانان شنیدند و فرمود: ای مسلمانان! امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) برادر من و وصی و خلیفه من است در اهل و امت؛ و علی(علیه السلام) ادا می کند دین مرا، و وفا می کند به وعده های من.

ای گروه فرزندان عبدالمطلب و ای گروه مسلمانان! دشمنی با امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) مکنید و مخالفت امر او منمائید که گمراه می شوید و حسد بر او مبرید و از جانب او به سوی دیگری رغبت منمائید که کافر می شوید.

پس پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: یا علی(ع)! مرا بخوابان. چون حضرت خوابید فرمود که ای بلال بیاور دو فرزندان مرا حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) و حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام). چون ایشان حاضر شدند، ایشان را بر سینه مبارک خود چسبانید و آن دو گل بوستان رسالت را می بوسید. امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) فرمود: من ترسیدم که ایشان باعث زحمت رسولخدا(صلی الله علیه وآله وسلم) شوند، نزدیک رفتم که ایشان را دور کنم. حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: یا علی(ع)! بگذار حسنین(علیهماالسلام) را که من ایشان را ببویم و ایشان مرا ببویند و توشه خود را از ملاقات من بگیرند و من توشه خود را از لقای ایشان بگیرم که بعد از من بلیه های بزرگ و مصیبت های عظیم به ایشان خواهد رسید. پس خدا لعنت کند کسی که امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) را بترساند و جور و ستم بر ایشان رساند. خداوندا! ایشان را به تو می سپارم و به شایسته مؤمنان یعنی علی بن ابیطالب(علیهماالسلام) . (
۱)



(
۱) جلاءالعیون علامه مجلسی(ره)، ص 60.